باقرى بيدهندى
109
گنج حكمت ( احاديث منظوم ) ( فارسى )
كه هر گز موافق بشرع و اصول * نبود و نباشد بدين رسول كه از غفلت و جهل صادر كنند * ز بىدانشى راه تقوى زنند بدانند مردم كتاب خدا * مخالف بود با چنين حكمها همانا كه اسباب شر و فساد * بود آنكه تا مردمى بد نهاد كسان دگر را با ضلال و كين * به احكام و آراء بر ضد دين نمايند يارى سپس پيروى * بدينسان شود پشت شيطان قوى چو حق را به باطل بسازند يار * شود لا جرم فتنهها آشكار به حق گر كه باطل نميگشت جور * بخواهان حق حق نميبرد دور نميبود گر حق بباطل نهان * كى بود بدگوئى از دشمنان ولى قسمتى چون ز حق آشكار * بباطل قرين است در روزگار از اين روى شيطان بياران خويش * مسلط همى كرده آن زشت كيش بگمراهى آن فرومايگان * بدست آورد فرصتى رايگان كه باطل در انظار خواهان حق * دهد جلوه حق خالى از طعن و دق دگر راه بدگوئى دشمنان * كند باز در آشكار و نهان مگر آن كسانى كه لطف خدا * بود شامل حالشان بر ملا كه در كشمكشها زمان حيات * بيابند از مكر شيطان نجات كز آميزش حق بباطل به راه * نيافتند آن رادمردان به چاه خورشيد هدايت ، نهج البلاغهء منظوم صفحه 217 ، 218 از عباس ايراندوست « گوهرى بروجردى »